پیام حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی به اولین همایش بین المللی حقوق مالکیت فکری

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم ، بسم الله الرحمن الرحیم ، الحمد لله رب العالمین و صلّى الله على جمیع الأنبیاء والمرسلین و أئمّة الهدى أهل المهدی و فاطمه الزهراء
به نام خداوند بخشنده مهربان، مقدم شما محققان، صاحبنظران و اندیشمندان علوم الهی را گرامی میداریم. از همه بزرگوارانی که در تنظیم این محفل باشکوه علمی، ارائه مقام و تدوین مقالات، رنج علمی را تحمل کردند، حقشناسی میکنیم و توفیق همگان را در ادامه این راه از خدای سبحان مسئلت میکنیم. محور اصلی این همایش، "حقوق مالکیت فکری در علوم و فناوری های نوین" است. این، مطلبی عمیق و ریشهدار است و در کنار مقدمات و اصول فراوانی قرار دارد که اشاره به برخی از آنها سودمند است: اولاً: نظام هستی «کتابخانه الهی» است. چیزی در نظام الهی آفریده نشد مگر آنکه خدای سبحان خلقت آن را با نظم علمی، با خواصّ درون و بیرون، به عهده گرفت. نظام سپهری را آفرید همچنانکه نظام زمینی را با همین اصول آفرید. پس جهان خلقت، جهان علم است؛ یک کتابخانه عمیق الهی است. این است اصلِ انسان. و جامعه انسانی، بخش روشن و عمیق این کتابخانه را باید بشناسد: انسان از کجا آمده؟ به کجا میرود؟ چه باید بکند؟ چه نباید بکند؟ خود را بشناسد؛ جامعه را بشناسد؛ پیوند خود با جامعه را بشناسد؛ حقوق خود بر جامعه و حقوق جامعه بر خود را بشناسد؛ و راه عمل کردن را بفهمد. اینها همه در همین کتابخانه و کتابها تدوین شده است.
بعد از آنکه روشن شد نظام سپهری دانشگاه عمومی الهی است و آفریدگار این جهان مؤلف این علوم است، انسان هم خود را میشناسد و هم جهان را، و هم رابطه جامعه انسانی با جهان را. بعدها سخن از «حق مالکیت فکری» و امثال ذلک است. خودِ عالم باید خود را بشناسد، جهان را بشناسد، روابط اجزای جهان را با هم، روابط افراد انسان با هم، رابطه جامعه انسانیت را با جامعه جهانی. تا هم به جهان بهره بدهد و هم از جهان بهره بگیرد. ما موظفیم تعامل دوجانبه داشته باشیم: هم جهان را به بهترین وجه بسازیم و حفظ کنیم و نگذاریم چیزی از موجودات آسیب ببیند؛ و هم سعی کنیم آسیبها را با علوم داخلی [انفسی] و خارجی [آفاقی] برطرف کنیم. این قدرت در ما هست، زیرا هم خدای سبحان جهان را کتابخانه میداند و هم انسان را محقّق آفرید؛ محقّقِ کتاب و محققِ علم. به ما فرمود: «سِیروا فی الأرض»، در آسمان سفر کنید، در زمین سفر کنید، درباره انسانیتِ انسان سفر کنید. خودتان را بشناسید؛ و راهِ خودشناسی هم از خداشناسی آغاز میشود: «و لا تکونوا كالذين نسوا الله فأنساهم أنفسهم».
دو اصل است: یکی در روایات آمده و یکی در آیه. در روایات آمده: «مَن عرف نفسَه فقد عرف ربه». اگر کسی خود را خوب بشناسد، آفریدگار خود را هم خوب میشناسد. اگر کسی کتابی را خوب بفهمد، مؤلفش را خوب میشناسد. اگر خطی را خوب تشخیص بدهد، خطاط را میشناسد. فرمود: جهان را بشناسید تا جهانآفرین را بشناسید؛ خودتان را بشناسید تا انسانآفرین را بشناسید. «ولا تكونوا كالذين نسوا الله فأنساهم أنفسهم» یعنی اگر خدا را نشناختید، خودتان را هم نمیشناسید. تمام تلاش شما برای این است که بیرون از خود را آباد کنید: زمین را، محیط را، جغرافیا را، تاریخ را؛ اما خودتان گمنامید و در تاریکی بهسر میبرید. فرمود اگر خدا را فراموش کردید، خودتان را فراموش میکنید. این به منزله «اَکبَر» آن اصل است. «مَن عرف نفسه فقد عرف ربه» این است، و «و لا تكونوا كالذين نسوا الله…» اَکبَرِ آن است. بنابراین این عناصر محوری باید برای همه ما روشن شود: جهان کتابخانه است؛ انسان کتابخانه است؛ رابطه انسان و جهان کتابخانه است؛ کتابخانهای پر از کتابهای عمیق علمی. ما در این کتابخانهها زندگی میکنیم و باید یاد بگیریم.
معلمان ما انبیای الهیاند. خدای سبحان در قرآن فرمود: نه تنها انبیا معلم شما هستند؛ نه تنها کتابهای آسمانی کتاب درسی شماست؛ بلکه این آموزهها «حرفهای نو» هستند، بیبدیل. «و علّمكم ما لم تكونوا تعلمون». این «ما لم تکونوا» که «کان»ش منفی است، بار علمی عمیقی دارد: یعنی شما در هیچ جای عالم نمیتوانید این حرفها را یاد بگیرید. جامعه بشری خود نمیتواند با ابتکار خویش یا از امثال خود، اسرار عالم، اسرار انسانیت، رموز خلقت را دریابد. دو بخش از آیات مربوط به این موضوع است: یکی اصل تعلیم و تربیت: «یُعلّمهم الكتاب والحکمه». دیگری: «و یعلّمكم ما لم تكونوا تعلمون». این یعنی ما معارفی داریم که در جای دیگر نیست؛ هیچ معلمی جز رهبران الهی نمیتواند شما را از گذشته، آینده، حقیقت انسان و حقیقت جهان باخبر کند. اینها جامعه را به صورت فرشته درمیآورند.
در سوره احزاب آمده: «إن الله و ملائكته یصلّون على النبی». اما در همان سوره فرمود: «هو الذي یصلّي علیكم و ملائكته ليخرجكم من الظلمات إلى النور». جامعه بشری میتواند آنچنان فرشتهخو شود که خدا و ملائکه بر او صلوات بفرستند. این مقام کمی نیست که انسان بهجایی برسد که خدا و فرشتهها بر او درود بفرستند. اگر ــ معاذ الله ــ این راهها درست تنظیم و رهبری نشود، خدا اعلام کرده است که انسان میتواند از مسیر فرشتهشدن، به «افریتِ قساوت» تبدیل شود؛ از هیچ حقی برای جامعه بشری برخوردار نباشد؛ چنان سقوط کند که هیچ دیوی، هیچ شیطانی، هیچ افریتی، هیچ مار و عقربی مانند او نباشد. انسانی که میتوانست فرشته شود، از جهل سقوط میکند. جامعه انسانی بر کسی که به غزه و اهل غزه رحم نمیکند، لعنت میفرستد. میافتد تا جایی که فرشتگان او را لعنت میکنند. میان آن صعود و این سقوط فاصله بسیار است. رهبران الهی آمدهاند تا نگذارند ما سقوط کنیم.
نتیجه آنکه جهان، انسان و پیوند انسان و جهان ــ این سه بخش ــ کتابخانه الهیاند. مؤلف این کتاب «ذات اقدس اله» است. آشناشدن با کتاب جهان و کتاب انسان و رابطه انسان و جهان میسّر است. این سه و این رابطه، والاترین چیزی است که خدا به وسیله انبیا برای بشر آورده است. اگر کسی راه را ببندد یا بیراهه برود، سقوط میکند و از علوم الهی بهره نمیبرد. آنگاه دیگر نوبت بحث حقوق و مالکیت فکری نمیرسد. اما اگر انسان با برکت راه یابد، حقوق خود را بهدرستی مصرف میکند؛ حقّ مسلم اوست که از حق مالکیت خود بهره ببرد، آن را دادوستد کند یا به دیگران واگذار کند.
این همایشها باید هم رهاورد علمی داشته باشد و هم رهاورد عملی. و این هر دو ممکن است. خدا فرمود: او بر شما درود میفرستد تا در راه باشید و دیگران را راهنمایی کنید؛ تا مبادا بیراهه بروید یا راه کسی را ببندید. امیدواریم جامعه بشری به این فوز و فیض برسد: اولاً از هر گزندی ایمن باشد؛ ثانیاً دیگران را نیز حفظ کند؛ ثالثاً از حق مالکیت خود نسبت به علوم و فناوری به بهترین وجه بهره ببرد.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته





